فریاد غم
را تنها در سکوت می توان دریافت...
دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست می زاید از تعلق ما هر غمی که هست صائب تبریزی بخشش انتشار بوی خوش بنفشه ای است؛ که زیر پای افراد فرومایه له میشود مارک تواین از فرط شیفتگی برای رسیدن به آینده همیشه حال را به گذشته پیش فروش میکنیم...!!! حالی نکردی و اکنون دیگر از حال رفته ای... آینده را از چه معطل کرده ای؟؟؟ با همدستی گذشته حال را دور میزنند .... یه سال متفاوت داشته باشم ... حسرتت موند به دلم واسه غمهام هیچی مرحم نیست با یادت امشب شدم دیونه بی تو غصه ام روی این شونه دیگه نمیاد صدات توی این خونه!!! شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده . سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد : 1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟ الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال ****آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد . 2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟ الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور ****آن شخص ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست . 3-مردم روسیه در کدام ماه- انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟ الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر ****آن شخص از خدا کمک خواست . 4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟ الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل آ****ن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد . 5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟ الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی ****آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت . 2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود. 3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود. 4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.) 5- توله سگ . در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است . ولی وقتی چیزی واسه نوشتن ندارم چه کنم؟! نیرومندترین گونه ها نیستند که باقی می مانند !!! آنهایی میتوانند به زندگی ادامه دهند ؛ که با دگرگونیهای محیط سازگار شوند (داروین) و زن در نامه ی دیگری پاسخ داد
: بوقلمون صفت و دروغگو ! از امروز تا دم مرگ به خاطر کار تو از شاعران
متنفر خواهم بود ! پ ن: یادم نیس از کجا کپی کردم...!!! "چندی پیش پسر بچه یی را دیدم که نگاهی بسیار عاشق تر از من داشت ؛ و به دختری ... با همان نگاه ... مینگریست و از عشق بی پایان خویش به او ؛ زیبا و به زمزمه سخن میگفت.... چندان که دخترک ؛ سرانجام ؛ دل سوخته گفت: (علیرغم جمیع دشواریها ؛من ؛ زیستن با تو و تمامی مشتقاتش را میپذیرم پس چرا به جای عاشقانه و پنهان کارانه نگاه کردن ؛ زندگی مشترک عاشقانه یی را آغاز نکنیم!؟) و پسرک... چنان گریخت که گویی از جهنم مسلم میگریزد...." پ ن ۱ : متن بالا قسمتی از کتاب یک عاشقانه آرام "نادر ابراهیمی"بود پ ن ۲:واقعا چرا ...؟؟؟ میتوان شکسته اش را ...تکه هایش را ... نگه داشت؛ اما شکسته های جام ٬ "آن تکه های تیز برنده" دگر جام نیست .... احتیاط باید کرد! همه چیز کهنه میشود؛ و اگر کمی کوتاهی کنیم ٬عشق نیز... بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب میگیرند...!!! همه جا تاریک است و هوا مه آلود... خواستم تغییر دهم واقعیت را تا بلکه سرانجام راهی بیابم برای آنکه بدون مه دروغین ٬ شادمانه و پر زندگی کنم برای ساختن جهانی جعلی سرسختانه تلاش کردم... و حال غمگینتر از هر لحظه مینگرم به اینهمه تخیل!!! وگریه کنان میروم پی کارم... بمان برای ساختن نساز برای ماندن! نمی شنوند چه تلخ است قصه عادت! آنچه کرم ابریشم آن را پایان راه میداند در نظر پروانه آغاز راه است...!!!
یکی دو روز بعد پیکی از سوی زن جوان آمد . نامه ای آورد
زن در نامه گفته بود:
بگذارید این اطمینان را به شما بدهم ترانه
عاشقانه ای که برایم فرستادید بسیار مسحورم کرده. اکنون بیاید و پدر و
مادرم را ببینید تا ترتیب مراسم ازدواج را بدهیم.
و شاعر به نامه پاسخ
داد و نوشت : دوست من! این فقط ترانه عاشقانه ای بود که از قلب شاعری بر می
خاست و هر مرد و هر زنی آن را می خواند.
| :قالبساز: :بهاربیست: |


